تبليغاتX
معاونت پرورشی و تربیت بدنی شازند

       نتایج رتبه های کسب شده در مسابقات  فرهنگی و هنری استانی توسط دانش آموزان شهرستان شازند

 

 

رشته

نام آموزشگاه

رتبه

نام مدیر

نام مربی

تعداد اعضاء

نام و نام خانوادکی

دانش آموز

سرود

تربیت

دوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

20

      ----------------

تئاتر  عروسکی

تربیت

دوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

10

      ---------------  

فیلم کوتاه

تربیت

اول

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

سحر رضایی

فیلم کوتاه

تربیت

سوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

سپیده رضایی

فیلم کوتاه

تربیت

سوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

ناهید خسرو آبادی

سرود همگانی

البرز

اول

مهدی مقدسی

-

کل مدرسه

     ---------------

سرود

پویا

سوم

حمیده صابری

فاطمه حاج عسگری

15

   ------------------

شعر

تربیت

سوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

رؤیا بمانی

نمایشنامه نویسی

                

تربیت

سوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

سارا محمدی

وبلاگ نویسی

تربیت   

دوم

فهیمه نوری

اعظم صالحی

1

سمانه مشیدی

   شورای

دانش آموزی

قدس

سوم

عبدالرضا رجبی

داود یاقوتی

7

------------

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 11:25  توسط   | 

                اسامی دانش آموزانی که در مسابقات استانی قرآن و معارف اسلامی

                          سال تحصیلی 88-87موفق به کسب رتبه شده اند

 

 

 

   نام و نام        خانوادگی           

    رشته

     مقطع

         نام

  آموزشگاه

     نام مدیر

نام مربی

   تربیتی

   رتبه استانی

اعظم فلاح

احکام

سوم راهنمایی

 نورلنجرود

کمال نیک

------

دوم

حسین فرامرزی

قرائت قرآن

دوم راهنمایی

شاهدشازند

محمد رضا

امیدی

حجت ا...

علیدادی

اول

محمد ساری

نهج البلاغه

اول راهنمایی

شهید فهمیده

غلامرضا ساری

ااکبر فراهانی

اول

سید بهنام هاشمی

اذان

دوم متوسطه

   هنرستان فنی طالقانی

نجاتعلی

علی نژاد

عین ا...

فریدونی

دوم

زهره عبدالهی

احکام

سوم متوسطه

الزهرا

فتانه هداوند

مرضیه باجلان

دوم

زهرا جودکی

کشوری

انشای نماز

دوم متوسطه

  الزهرا

فتانه هداوند

مرضیه باجلان

اول

زهرا زمانی

مفاهیم قرآن

سوم متوسطه

الزهرا

فتانه هداوند

مرضیه باجلان

سوم

مهدیه عزیزی

انشای نماز

سوم متوسطه

الزهرا

فتانه هداوند

مرضیه باجلان

سوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:5  توسط   | 

 ‪ دريافت كارنامه تحصيلي معمولا براي دانش‌آموزان و والدين آن‌ها با اضطراب و دلهره همراه است و اين استرس در ميان دانش‌آموزاني كه به هردليل امتحان خود را باموفقيت برگزار نكردند، بيشتر ديده مي‌شود. بدون شك همه دانش‌آموزان در امتحانات نتايج دلخواه و مناسب را بدست نمي- آورند و علت اين مساله نيز به عوامل مختلفي بستگي دارد. ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموز، عوامل آموزشگاهي، خانوادگي و اجتماعي مي‌تواند در نحوه نتيجه‌گيري دانش‌آموز موثر باشد اما برخي از والدين بدون توجه به اين مسايل، نتايج ضعيف درسي فرزندان خود را بر نمي‌تابند و پس از اطلاع از نمرات ضعيف فرزند خود، به آن‌ها برچسب‌هاي ناروايي مي‌زنند. زدن برچسب نه تنها هيچ كمكي براي پيشرفت تحصيلي دانش‌آموز نمي‌كند بلكه در اغلب موارد دانش‌آموز را از اشتياق ادامه تحصيل و كسب موفقيت درسي هم باز مي‌دارد. صدور كارنامه‌هاي دانش‌آموزان دوره‌ابتدايي و بعداز آن دوره راهنمايي چند روز ديگر آغاز مي‌شود و باتوجه به سنين دانش‌آموزان ياد شده، نحوه برخورد با نتايج تحصيلي اين گونه دانش‌آموزان ضروري به نظر مي‌رسد. يك برخورد نامناسب مي‌تواند همه تلاش‌هاي والدين، معلمان و مسوولان مدرسه را باناكامي روبه‌رو كند و به يقين اين نتيجه مورد نظر هيچ يك از عوامل ياد شده نيست. كارشناسان تربيتي به خانواده‌ها توصيه مي‌كنند كه هنگام دريافت كارنامه دانش‌آموزان و اطلاع از نمرات ضعيف فرزندان خود، مواظب روح و روان آن‌ها باشند و از سخت‌گيري و بي‌احترامي نسبت به آن‌ها پرهيز كنند.

* مواظب شخصيت فرزند خود باشيد. به او برچسب‌هايي نظير تنبل، كودن، بي عرضه و غيره نزنيد بلكه با تاكيد بر نقاط مثبتش در وي انگيزه فعاليت ايجاد كنيد.

* در هنگام دريافت كارنامه، بهتر است او را در موقعيت‌هايي قرار دهيم كه فعاليت‌هايش توام با موفقيت و تجربه‌هاي شيرين باشد.

* همواره سعي كنيد توانمندي‌هاي او را مد نظر قراردهيد نه ضعف‌هاي او را.

 * به تفاوت‌هاي فردي فرزندتان توجه كنيد، مبادا او را با ديگران مقايسه كنيد بلكه تنها مي‌توانيد نمرات او را با يكديگر مقايسه كنيد.

* توقع و انتظار از فرزندتان در حد توانايي‌هايي او باشد.

 * وقتي نمرات فرزندتان ضعيف است تنها او را مقصر ندانيد و اين پرسش‌ها را از خود بپرسيد كه آيا الگوي تلاش و جديت براي او بوده‌ايد؟ آيا جريان تحصيل او را پيگيري كرده‌ايد؟ آيا محيط خانه براي درس خواندن آماده بود؟ آيا دوستان او را مي‌شناسيد؟ و آيا ضعف جسماني و بيماري نداشت؟

 * چنانچه نمره خوب يا نسبتا خوب در كارنامه وجود دارد به آن اشاره كنيد. اگر همه نمرات درسطح پايين است باز مي‌توانيد از نمرات ديگر بالاتر اشاره كنيد و سپس علت ضعيف بودن نمرات را از فرزند خود جويا شويد و به به فرزندتان بگوييد چه كمكي از دست ما بر مي‌آيد.

* با يكديگر همه راه‌هاي ممكن را بررسي كنيد و به او اطمينان دهيد كه شما حامي او هستيد، او را دوست داريد. * اگر بعداز بررسي علل، درصدد رفع ضعف خود است، تا آن‌جا كه امكان دارد شرايط فعاليت را براي او آماده كنيد و به فرزند خود قوت قلب دهيد و متذكر شويد كه هنوز دير نشده‌است.

 * با نگاهدقيق به كارنامه نمرات درس‌هاي مختلف را با ميانگين درس‌هاي كلاس مقايسه كنيد و نمرات خوب و خوب‌تر را مورد توجه قرار دهيد و براي تلاشي كه در كسب آن‌ها صورت گرفته وي را تحسين كنيد.

 * با كمك و تمايل فرزند خود،برنامه‌اي براي آمادگي و مرور درس‌هاي تجديدي براي او تنظيم‌كنيد تا دانش‌آموز از هم‌اكنون به فكر امتحانات مجدد (شهريور ماه) باشد.

 * عدم موفقيت دانش‌آموز در درس‌ها نبايد سبب محروميت اواز تفريح، مسافرت، گردش با دوستان و استراحت شود بلكه بايد براي همه كارهاي او برنامه‌ريزي كرد زيرا فرزند شما به همه آن‌ها نياز دارد.

* فراموش نكنيم كه دانش‌آموز ناموفق نيز مانند ساير دانش‌آموزان حدود ‪۹‬ ماه تلاش كرد و براي موفقيت در امتحانات و ورود به سال تحصيلي آينده، نياز به گردش و تفريح و استراحت كافي دارد.

 * بامشاورمدرسه نيز مشورت كنيد تا شمارا در پيداكردن بهترين راه‌حل و علت مشكل ياري كند.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:46  توسط   | 

دو روز مانده بود به پايان جهان ! تازه فهميد هيچ زندگي نکرده است،


تقويمش پر شده و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود. پريشان


شد، آشفته و عصباني، نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا


بگيرد. وقت مي خواست. وقت اضافه ! داد زد و بد و بيراه گفت، خدا


سکوت کرد. آسمان و زمين را بهم ريخت. خدا اما باز هم سکوت کرد.


جيق زد و جار و جنجال راه انداخت. خدا سکوت کرد. کفر گفت و


سجاده را دور انداخت، خدا سکوت کرد. دلش شکست و گريست و به


سجده افتاد. خدا سکوتش را شکست و گفت : بنده عزيزم ! اما يک


روز ديگر هم از دست رفت. تمام روز را به بد و بيراه و جنجال و


هياهو گذراندي و از دست دادي. تنها يک روز ديگر باقيست. بيا و


حداقل اين يک روز را زندگي کن. لا به لاي هق هقش گفت : اما با


يک روز... با يک روز چکار مي شود کرد ؟... خدا گفت : آن کس که


لذت يک روز زيستن را تجربه کند، گويي هزار سال زيسته است و


آنکه امروزش را در نمي يابد هزار سال هم به کارش نمي آيد . آنگاه


سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : حالا برو زندگي


کن. او مات و مبهوت به سهمش از زندگي نگاه کرد که در گودي


دستش مي درخشيد. مي ترسيد حرکت کند، مي ترسيد راه برود، مي


ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد. کمي مکث کرد و ايستاد... بعد


با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده


اي دارد‌! بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم. آن وقت شروع به


دويدن کرد. زندگي را بر سر و رويش پاشيد. زندگي را نوشيد، زندگي


را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا برود، مي


تواند بال بزند، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد و به آسمان برسد.


او در يک روز آسمان خراشي بنا نکرد، زميني را مالک نشد، مقامي


به دست نياورد، اما در همان يک روز دست بر پوست درخت کشيد،


روي چمن خوابيد، کفش دوزکي را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و


ابرها را ديد. به آنهايي که نمي شناختندش سلام کرد و براي آنهايي


که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان يک روز آشتي


کرد، خنديد و سبک شد. لذت برد و سرشار شد و بخشيد. عاشق شد،


عبور کرد و تمام شد . او همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در


تقويم خدا نوشتند: امروز او در گذشت کسي که هزار سال زيسته بود



کلمات کليدي : ندارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:30  توسط   | 
بی حجابی خانم ها چه ضرری برای دیگران دارد؟
در پاسخ به این سؤال بایستی گفت اسلام از حجاب چه می خواهد؟ اسلام می خواهد انواع تلذذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر را به محیط خانوادگی و ازدواج قانونی اختصاص دهد و اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد، برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام خواستار این است که این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.
بطور خلاصه برخی ضررهای رعایت نکردن پوشش مناسب بانوان را در اين مقاله مطرح خواهيم كرد.

الف) برهم خوردن آرامش روانی
هنگامی که مردان و زنان در جامعه با حالتی برانگيزاننده ظاهر و هر لحظه با صحنه ای وسوسه انگیز مواجه شوند، هوس ها و امیال نفسانی در افراد جامعه بیدار شده و از آنجا که نفس انسان با رسیدن به یک هوس سیر نمی شود و این هوسبازی همچون شعله ی آتشي می ماند که هر چه هیزم به آن می رسد فروزان تر می شود، و از طرفی همه ی هوس ها پاسخ خود را نمی یابند و نمی توانند بیابند، فشار های عصبی و هیجانات روحی کم کم زیاد شده و نتیجه ی آن به شکل استرس، نگرانی، تفرق حواس، بداخلاقی و ... ظاهر می شود.

ب) سست شدن بنیاد خانواده
مردی که هر روز ده ها زن آرایش کرده و بی حجاب را می بیند و در محیط کار و مسیر حرکت با آنها مواجه می شود، بویژه هنگامی که لبخند و سخنان صمیمی و دلنشین آنان را می بیند و می شنود، وقتی به خانه می رسد، از مشاهده همسر خود که از زحمات کار روزانه خسته و غبار گرفته است، لذت نمی برد. در این شرايط کافی است که از تعهد و تقوی هم کم بهره باشد تا همسر خود را با ديگران مقایسه نموده و در نتیجه از زندگی مشتركشان دلسرد و زمینه ی انحراف و کژروی و احیاناً جدایی فراهم شود. بارها در جراید خوانده و یا از اشخاص شنیده ایم که آقایی با خانمی که در محیط کار یا تحصیل اوست ازدواج کرده و به تقاضای او همسر قبلی خود را طلاق داده است.
افزایش طلاق، افزایش تعداد کودکان فراری و خیابانی و کثرت فرزندان نامشروع که ناشی از اختلافات خانوادگی و بی میلی زن و شوهر نسبت به ادامه زندگی است، قابل انکار نیست، كه بیشتر این موارد ریشه در توجه به زنان و مردان کوچه و خیابان و محل کار دارد.
مشاهده زنان و دختران جوانی که بدون پوشش صحیح و یا خودنمایی و جلوه فروشی های مسموم در جامعه ظاهر شده اند، باعث تحریک مردان و پسران جوان شده و آنان را به وادی هرزگی و پوچی کشانده، به گونه اي كه حتی دانشگاه و کار را رها کرده و سر از زندان یا مراکز فساد و اعتیاد درآورده اند. آیا جبران خسارت ضایع شدن عمر این جوان ها کار ساده ای است؟ و آیا ضرری که از این ویرانگری های فکری و فرهنگی متوجه جامعه می شود، خسارتی ناچیز و قابل جبران است؟

ج) افزایش ناامنی و خیانت

سارقان همیشه در پی سرقت و تصاحب اموال دیگران هستند. اما هنگامی که شخصی بی احتیاطی می کند، مثلاً در خودو خود را باز می گذارد یا درب منزل را نمی بندد و یا طلا و جواهرات و پول خود را در معرض دید قرار می دهد، بیشتر در معرض دستبرد قرار می گیرد؛ چرا که سارقان زمینه را برای فعالیت خود مهیاتر می بینند.
همینطور افراد بیمار دل و کسانی که دنبال هوسرانی و کامجویی اند، وقتی خانمی را می بینند که پوشش لازم را ندارد و یا در مکان های عمومی با آرایش و لباس های برانگیزاننده حضور پیدا کرده، بیشتر تحریک می شوند، به او تعرض می کنند و با ایجاد مزاحمت های مختلف به اذیت و آزار می پردازند، تا آنجا که آبرو و حتی جان چنین خانم هایی بارها به دست این گونه افراد به خطر افتاده است.
اگر پرونده جانیانی که با عنوان هایی نظیر "خفاش شب"، "گروه عقرب"، "گروه باغ آلو" و ... محاکمه شده اند را مرور کنیم، خواهیم دید که تقریباً تمام کسانی که به دام اینان افتاده و پس از تحمل آزار های فراوان جان خود را از دست داده اند، خانم هایی بوده اند که پوشش لازم و خداپسند را نداشته اند. متأسفانه اینگونه قربانیان حوادث ناگوار کم نیستند و شک ندارم که اکثر آن قربانیان هرگز نه قصد ایجاد ناامنی در جامعه را داشته و نه از جان خود سیر شده بودند، بلکه به گمان خود می خواستند با لباس و آرایش مورد علاقه شان در کوچه و خیابان ظاهر شوند؛ غافل از اینکه این کار چه نتایج تأسف باری به دنبال دارد.

د) کم شدن ارزش و احترام زن در خانواده و جامعه
هنگامی که زنان در جامعه خودآرایی و خودنمایی نکنند و آرایش و دلربایی را به محیط خانواده محدود کرده، ویژه ی همسران خود قرار دهند، هر مردی برای همسر خود ارزش و احترام لازم را قائل است و نعمت زیبایی وسیله ای برای گرمی زندگي و حفظ حرمت همسران می شود. اما زمانی که این کار همگانی شود و هر مردی به راحتی از ده ها زن در کوچه و خیابان با نگاه و ارتباط نادرست بهره برد، دیگر حرمت و جایگاه زنان و نقش اصلی و امتیازات واقعی آنان به فراموشی سپرده خواهد شد و زنان تنها وسیله ای می شوند برای کامجویی مردان. در چنین شرایطی است که ممکن است مردی در کمال بی انصافی و نمک نشناسی به همسر خود بگوید: "زن هرچه بخواهم در کوچه و خیابان ریخته است."
چه زشت است این تعبیر، و چه سنگین است جرم کسانی که سبب می شوند ارزش زن تا این حد سقوط كند. و از این دردناک تر سوء استفاده ی برخی پول پرستان و دنیا طلبان از دختران و زنان و تبدیل کردن آنها به کالا و بلکه کمتر از کالا ست.
سؤال دیگری اینجا مطرح است؛ آیا لزوم پوشش بانوان در قرآن مطرح شده؟
بله، اتفاقاً بحث لزوم پوشش بانوان از مواردی است كه به صراحت و روشنی در دو جاي قرآن آمده است؛ یکی در سوره ی نور، آیات 30 و 31 و دیگری در سوره ی احزاب آیه 59.
البته بر اهمیت عفاف و پاکدامنی و حفظ حرمت اجتماع به طرق مختلف و مکرر در قرآن تأکید شده است، اما کیفیت پوشش بانوان در دو مورد به روشنی بیان شده است.
در این آیات این نکته ها مطرح شده:
الف) تذکر به مردان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ب) تذکر به زنان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ج) نهی زنان از آشکار نمودن سینه ها
د) پوشاندن گردن و سینه با روسری یا مقنعه
ه) ذکر موارد استثنا از حکم پوشش
و) پرهیز از خودنمایی و جلب توجه نامحرمان

مورد سوم و چهارم که بیشتر مربوط به بحث ماست، بنابراین به این دو مورد بیشتر خواهیم پرداخت.

نهی زنان از آشکار نمودن زینت
در بخشی از آیه می خوانیم: «و لا یبدين زینتهن الا ما ظهر منها؛ نباید زنان زینت های خود را آشکار کنند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است.»
واژه ی "زینت" در لغت به معنی چیزی است که موجب آراستگی است. در کهن ترین متون لغوی می خوانیم که «الزین نقیض الشین... و الزینة جامع لکل ما یتزین به؛ زیبایی نقیض زشتی است... و زینت آنچه را به واسطه ی آن آراستگی حاصل آید در بر دارد.» (1)
پس در حقیقت زینت عبارتست از نیکویی در هر چیزی، خواه عرضی باشد یا ذاتی؛ بنابراین زینت در زن، هر چیزی است که در شمار زیبایی ها و آراستگی ها و نیکویی ها آید.
بنابراین زینت را چنین تقسیم بندی می کنیم:
الف) زینت طبیعی: مانند موی سر.
ب) زینت مصنوعی:
1- رنگ: مانند آنچه که با لوازم آرایشی برر روی صورت انجام شود.
2- لباس: مانند برخی روسری ها که رنگ و نقش جالب توجه و تحریک کننده دارد.
3- زیور: مانند النگو و گردن بند.
اکنون که مفهوم زینت رامتوجه شدیم، باز آیه شریفه را مرور می کنیم:
«آنان نباید زینت خود را آشکار سازند.»
با توجه به مصادیق زینت و مثال هایی که زدیم، به روشنی به چشم می خورد که خداوند اجازه نداده است زینت زن یعنی موی سر او، آرایش صورت، لباس های مهیج و زیور آلات او برای نامحرمان آشکار باشد. و در ادامه آیه می فرماید: «الا ما ظهر منها؛ جز آن مقدار که طبیعتاًً ظاهر است.»

پوشاندن گردن و سینه به وسیله روسری یا مقنعه
در ادامه ی آیه می خوانیم: «وليضربن بخمرهن علی جیوبهن.» واژه "خمر" جمع "خمار" در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته می شود که زنان با آن سر خود را می پوشانند (روسری یا مقنعه). "جیوب" جمع "جیب" به معنی یقه ی پیراهن است که از آن به گریبان تعبیر می شود و گاه به قسمت های بالای سینه (به تناسب مجاورت با آن) نیز اطلاق می گردد.
زنان قبل از نزول اين آیه، دامنه ی روسری خود را به شانه ها یا پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می شد و خداوند با فرستادن این آیه دستور داد زنان روسری خود را بر گردن خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است پوشیده باشد.
برای توضیح بیشتر درباره مفهوم و لغات آیه شریفه می توان به تفاسیر مختلف عربی و فارسی از جمله تفسیر نمونه، جلد 14 مراجعه کرد.
به نظر می رسد هر بانوی مسلمان می تواند با انگیزه هايی پوشش مناسب داشته و حضورش در جامعه حضوری سالم و مفید باشد.

ابزار صداقت در دوستی با خداوند
بارها شاهد بوده ایم که افرادی اظهار دوستی و علاقه و ارادت پیدا کرده و گاهی از الفاظی نظیر "چاکرم"، "مخلصم"، "فدایت شوم" و ... استفاده کرده اند. اما فرض کنيم روزی به یکی از این افراد بگویی من مبلغی پول لازم دارم، در جواب خواهد گفت: "شرمنده ام، اتفاقاً من می خواستم همین درخواست را از شما بکنم." روز دیگر كه به او بگویی: «اگر ممکن است فلان کتاب را به من امانت بده بخوانم»، بگوید: «اتفاقاً خود تصمیم گرفته ام آن را مطالعه کنم.» بار دیگر و بار دیگر، هر بار از انجام خواسته مان سرباز زند و تنها به همان چاکرم و فدایت شوم لفظی اکتفا کند.
آيا در دل نخواهيم گفت اين چه دوستي است كه از زبان فراتر نمي رود و هيچ نمودي در خارج ندارد؟ اكنون درباره ي رابطه خود با خدا بايستي انديشيد. ما به خداي مهربان مان اظهار بندگي و اطاعت و دوستي مي كنيم و نشانه ي صداقت در اين دوستي انجام كاري است كه او مي پسندد.
مهمترين انگيزه براي پوشش تو همين است كه بخواهي به پروردگار خودت، خالق و رازق و فريادرس و بهترين دوست خودت، اظهار محبت كني و صداقت خويش را با گردن نهادن به خواسته ي او ثابت نمايي.

شكر نعمت هاي الهي و سلامتي و زيبايي
وقتي انسان سري به بيمارستان مي زند و بيماراني را مي بيند كه از نعمت سلامتي محرومند، جوان هايي را مي بيند كه چگونه روي تخت ها افتاده و در آرزوي روزي هستند كه بتوانند با پاي خود به محيط خانواده و جامعه بازگردند، آنگاه متوجه نعمت سلامتي مي شود.
اين سلامتي و زيبايي كه از بزرگترين نعمت هاي خداوند است، تشكر لازم دارد و حداقل تشكر و سپاسگزاري اين است كه به وسيله همان نعمت، با بخشنده ي نعمت مخالفت و معصيت نكند.
جا دارد كه يك بانوي مسلمان با حوصله بيشتر به اين عبارت دقت كند: «آيا انصاف است با وجود تمام اين نعمت ها با دشمن خدا (شيطان) همكاري كرد و خواسته ي خداوند بخشنده را ناديده گرفت؟!»
اگر روزي همراه فرزند خويش از راهي عبور كنيم، چند كودك را ببينيم كه مشغول بازي اند و از سبد سيبي كه همراه داريم به هر كدام يك سيب هديه بدهيم، در عوض چنانچه آنها از ما تشكر نكنند، بلكه كمي از سيب را خورده و باقيمانده آنرا به سر و صورت فرزندمان بزنند و او را مجروح سازند، قضاوت ما در مورد آنها چگونه خواهد بود؟
حال خداوند سبحان كه فرزند ندارد، اما مردم بندگان خدا و خانواده اويند؛ اگر خانمي به جاي شكر نعمت زيبايي و سلامتي، سبب بيماري روحي و آسيب ديدن باطني و روان بندگان خدا شود و آنان را از راه سعادت و كمال منحرف كند و به بيراهه، هواپرستي و شهوتراني بكشاند، چنين فردي چه تفاوتي با آن كودكان ناسپاس دارد؟
آري، شكر نعمت زيبايي و سلامتي، انگيزه ي مهم ديگري براي رعايت پوشش خداپسندانه است.

خلع سلاح شيطان
شيطان كه دشمن قسم خورده ي ما انسان هاست، همواره درصدد فريبكاري و ضربه زدن به ماست. او در پي زمينه هايي مي گردد كه بهتر بتواند انسان ها را فريب دهد. نداشتن پوشش مناسب، آرايش و خودنمايي زنان بهترين دام ها و وسايل وسوسه شيطان و فريبكاري اوست. چه بسيار پاكاني كه تسليم زر و زور نشده اند، ولي شيطان آنان را از طريق زناني بي توجه و خام، زمين زده است و از بهشت برين به جهنم كشانده است.
آري، بي جهت نيست كه پيامبر عزيزمان فرمودند: «النظر سهم مسموم من سهام ابليس؛ نگاه حرام تير زهرآلود شيطان است.» همانند يك شكارچي اگر نتواند آهوي تيزپايي را شكار كند، با پرتاپ تيري او را ضعيف و حركت او را كند مي كند و آنگاه به سرعت خود را به او مي رساند و او را مي گيرد.
همين طور وقتي شيطان مي خواهد دختر يا پسري با ايمان و متعهد را اسير خود كند،اما مقاومت او را مي بيند، ابتدا او را وسوسه مي كند تا با چشمش خيانت كند و با ترغيب او به نگاه حرام، نيروي ايمان را در وجود او تضعيف مي كند و كم كم او را به دام خود مي اندازد.
مي خواهم اين نتيجه را بگيرم كه يكي از انگيزه هاي قوي حفظ پوشش و عفاف و وقار، اينست كه هر بانوي مسلمان و معتقد اين سلاح را از شيطان بگيرد و او را از خود نا اميد سازد، و اجازه ندهد شيطان از او در جهت تأمين منافع خود استفاده كرده و او را به دام خويش گرفتار نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:5  توسط   | 
آيا ميدانيد كواك اردك تنها صدايي است كه بازتاب ندارد و هيچ كسي هم دليل آنرا نمي داند؟
- آيا ميدانيد مسواك بايد حداقل 2 متر با دستشويي فاصله داشته باشد؟
- آيا ميدانيد عقربه بزرگ ساعت با سرعت 0.00000275 مايل بر ساعت حركت مي كند؟
- آيا ميدانيد تا قبل از سال 1982 چيزي به اسم نوشابه رژيمي وجود نداشت؟
- آيا ميدانيد بعضي از قاليچه هاي ايراني 500 سال طول مي كشد تا از بين بروند؟
- آيا ميدانيد هر ساله در شب هالووين بيشتر از 2,000,000,000 دلار شيريني فروخته مي شود؟
- آيا ميدانيد براي اينكه 700 گرم به وزن شما اضافه بشود، بايد 9 كيلو سيب زميني بخوريد؟
- آيا ميدانيد كالبد شكافي انسانهاي جديد بسيار بيشتر از انسانهاي قديمي طول ميکشد؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 21:7  توسط   | 
- آيا ميدانيد باهوش ترين زن دنيا 5 فوق ليسانس دارد و ضريب هوشي او 200 است و دنبال کار است!
- آيا ميدانيد اولين فردي که در اروپا اقامت گرفت، يک زن ايراني بود و بعد مسأله اقامت خارجي ها مطرح شد؟
- آيا ميدانيد ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر جامعه هستند حتي ثروتمندتر از ملکه اليزابت؟
- آيا ميدانيد ايرانيان در آمريکا فرهيخته ترين افراد جامعه آمريکا هستند؟
- آيا ميدانيد رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني هست؟
- آيا ميدانيد حدود 250 ايراني در ناسا محقق داريم؟
- آيا ميدانيد کورش کبير بر جهان حکومت ميکرد به نوعي قدرت جهان در دست ايران بود؟
- آيا ميدانيد سال 2001 در فرانسه سال ايران نام داشت؟
- آيا ميدانيد اگر 3 قاره آسيا و آمريکا و آفريقا را به هم وصل کنيم، ايران در مرکز جهان است؟
- آيا ميدانيد فرشته ها با سرعت نور حرکت ميکنند و زمان بر آنها کند ميشود؟
-آيا ميدانيد انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوه اي خواهد داشت؟
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 12:31  توسط   | 
اماما، تا پيش از طلوع خورشيد 57، تصوير روشنى از حركت جهانى تو نداشتيم كه چگونه مليونها انسان ، سر بر آستان تو مى سايند و به امر تو عاشقانه سر مى دهند و جگر گوشه هاى خود را تقديم مى دارند، در تو ذوب مى شوند و بسان پولاد، مقاومند، صخره وش جلوى دشمن تو صف مى بندند، زمين زير گامهايشان ، به لرزه درمى آيد، در عين حال چهره هاى آرامى دارند و لبهاى خندان و دستان يتيم نواز و قلبهاى پر از مهر و صفا.
اما، در فجر 57 و پس از طلوع خورشيد گرمابخش در بهمن سرد، به بهار خرم و شاد، كه همه آلاله ها در پاى تو مى ريزند، همه گلهاى سرخ سرخ بر تو لبخند مى زنند، همه مرغان نغمه خوان به عشق تو مى سرايند، همه چشمه ها، به عشق تو مى جوشند، گل و گياه به عشق تو جان مى گيرند و طراوت و شادابى مى يابند، ايمان آورديم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 13:29  توسط   | 
    گفتم که خدامراحیاتی بفرست      طوفان زده ام راه نجاتی بفرست 

     فرمودکه بازمزمه یامهدی               نذر گل نرگس صلواتی بفرست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 5:20  توسط   |